در وصيت به محمد بن حنيفه فرمايد: از خودپسندى و بداخلاقى و كم صبرى حذر كن، كه با وجود اين صفات هيچ رفيقى برايت نمىپايد. نصايح فصل هفتم ص : 137
كسى را رفيق نخوانند مگر كه در سه حال رعايت رفيق كند: در بيچارگى، غيبت، و پس از مرگ.
نصايح فصل هفتم ص : 137
مشكلترين كارها چهارتا است: عفو در هنگام غضب، بخشش از مال اندك، عفت در خلوت، و حقگويى در برابر كسى كه به او اميد دارى يا از او مىترسى. نصايح فصل سوم ص : 184
ارزش هر كس به اندازهى همت او است، و راستگوييش به قدر جوانمرديش، و شجاعتش به مقدار مناعتش، و عفتش به قدر غيرتش نصايح فصل سوم ص : 184
يا عالم باش، يا دانش آموز، يا مستمع، يا دوستدار اين عده، و نفر پنجم نباش كه هلاك خواهى شد. نصايح فصل ص : 184
رياكار و متظاهر چهار نشانه دارد: در تنهايى كسل است، در ميان مردم با نشاط، چون تعريفش كنند بيشتر كار كند، و هر گاه تمجيدى نباشد از عمل بكاهد. نصايح فصل سوم ص : 184
مؤمن كسى است كه: كسبش حلال، اخلاقش خوب، و قلبش سالم باشد، زيادى مال را بخشش كند، و زيادى سخن را نگه دارد، مردم از شرش در امان باشند، و خود دربارهى ديگران انصاف دهد. نصايح فصل سوم ص : 271
-از صفت مردانگى و جوانمردى سؤال شد، فرمود: عملى در نهان مكن كه در آشكار از آن شرم كنى.
-ستونهاى كفر چهار چيز است: 1- دلبستگى به دنيا، 2- ترس از دست رفتن دنيا 3- ناخرسندى [از تقديرات] 4- و خشم
--منظور من از ذكر خدا؛ گفتن «سبحان اللَّه و الحمد للَّه» نيست، بلكه بياد خدا بودن به هنگام روبرو شدن با حرام و حلال است.
---كسى كه قادر به بازداشتن نفس خويش از چهار چيز باشد در خور آن است كه هرگز دچار حادثهاى نگردد، پرسيدند: آنها كدامند؟ فرمود: شتاب، لجاجت، تكبّر، و سستى (تنبلى)
-----حارث گفت: از امير المؤمنين (ع) شنيدم كه فرمود: هيچ چيزى به زندانى شدن طولانى، سزاوارتر از زبان نيست. (هر چه كمتر سخن گويى كمتر گناه كنى) خصال-ترجمه جعفرى، ج1، ص: 31
قسم به خدا، درباره قرآن مبادا ديگران در عمل به آن بر شما پيش گيرند. نامه 47
---تشكر نكردن ديگران از تو، نباید تو را به خوبى كردن بى رغبت سازد؛ زيرا كسى كه از ان نيكى كم ترين بهره اى نمى برد (يعنى خداوند) از تو قدردانى مى كند و از سپاسگزارى اين سپاسگزار به بيش از آن چيزى مى رسى كه فرد ناسپاس فرو گذاشته است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد. حكمت 204.
--خداوند روزى شما را تضمين كرد و به كار (انجام واجبات ) فرمان داده شده ايد.
پس ، طلب روى تضمين شده نبايد براى شما مقدم بر اعمال واجب باشد، ليكن به خدا سوگند كه شك بر شما عارض شده و اوهام نادرست با يقين در آميخته است ؛ چندان كه آن چه براى شما تضمين شده گويى به صورت امرى واجب در آمده و گويى آن چه واجب شده ، از دوش شما برداشته شده است . خطبه 114.
--در دنيا خيرى نيست مگر براى دو نفر: كسى كه گناه كرده و با تو به جبران مى كند و كسى كه با سرعت به سوى كارهاى خير مى شتابد حكمت 94.
-بزرگ ترين حسرت در روز قيامت ، حسرت كسى است كه ثروتى را از راه نامشروع به دست آورده و مردى آن را به ارث برده و در راه اطاعت خدا صرف كرده و به بهشت رفته و آن اولى به خاطر همان مال به دوزخ رفته . حكمت 429.
-------هنگامى كه مقدمات نعمت ها به شما رسيد با كمى سپاسگزارى دنباله آن ها
را از دست ندهيد. حكمت 13.
-كم ترين حقى كه لازم است براى خدا رعايت كنيد آن است كه از نعمت هايش در معصیتش كمك نجوييد. حكمت 330.
-اى پسر آدم ! غصه رزق آن روزى كه نيامده بر آن روزى كه آمده ، اضافه نكن ؛ چرا كه اگر عمرت باشد روزى ات را خداوند در آن روز خواهد داد. حكمت 267.
--همانا بدبخت كسى است كه از منافع خرد و تجربه محروم باشد. نامه 78.
--------زنهار! زنهار! از اين كه پيش كسى درد دل كنيد كه اندوه و مشكل شما را بر طرف نمى كند و با انديشه خود گره از كار شما نمى گشايد. خطبه 105.
-هر گاه امور مستحب به واجبات زيان رسانند، آن ها را ترك كنيد. حكمت 279.
--از معصيت خدا در خلوتگاه ها بپرهيزيد كه خدايى كه شاهد گناهان شماست خود قاضى و حاكم است . خطبه 186.
---بدانيد، رياكارى هر چند هم كم باشد شرك به خداوند است . خطبه 86.
ح /121-----ترجمه : تفاوت بسياراست بين دو عمل ، عملى كه لذت گذرا و ضررش باقى است و عملى كه زحمتش گذرا و پاداش وسودش باقیست.
ح /35-------ترجمه : هر كسى به سوى چيزى كه مردم از آن بدشان مى آيد بشتابد، مردم نيز درباره او، آنچه را كه نميدانند، خواهند گفت .
نامه /69-------ترجمه : به افراد پائين تر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستن ها، درهاى شكر گزارى را به روى تو باز مى كند.
نامه /69ترجمه : از كارى كه در نهان انجام مى شود، و در آشكار شرم آور است ، بپرهيز و نيز از كارى كه اگر از انجام دهنده اش ، در باره آن بپر سند، يا انجام آن را انكار مى كند و يا بخاطر آن پوزش مى طلبد، دورى كن .
ح /268---ترجمه : در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
ح /255--ترجمه : تندخوئى يك نوع ديوانگى است ، زيرا تندخو پشيمان ميشود، و اگر پشيمان نشود، ديوانگى اش مستحکم و پايدار شده است
ح /461-----------------ترجمه : غيبت كردن نهایت تلاش آدم ناتوان است
ح /196ترجمه : مالى كه از دستت رفت و تو را پندى آموخت ، از دست رفته مپندار
ح /353--------=ترجمه :بزرگترين عيب آن است كه : عيبى را كه خود نيز داراى ، در ديگران ، عيب بشمارى .
ح 241/------ترجمه :همت عالى ، با شكم پرورى ، جمع نمیشود و سازگار نيست .
نامه /31---ترجمه : كارگرى با پاكدامنى ، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد
ح / 154ترجمه : هر كس كه به كار گروهى از مردم خرسند باشد، مانند آن است كه در آن كار، با آنها همراهى كرده است ، هر كس در كار نادرست همراهى كند، براى او دو گناه خواهد بود: گناه همكارى در آن كار نادرست ، و گناه رضايت دادن به انجام آن .
--=====فرمود: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد:
موقع تلاوت قرآن ، موقع اذان ، موقع بارش باران ، موقع جنگ و جهاد - فى سبيل اللّه - موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم .در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست . اءمالى صدوق : ص 97،